بسم الله الرحمان الرحیم
«آهنگ نغمه هاي خدمتگزاري دولت نهم حياتي ديگر به جان جامعه اسلامي بخشيده است »
دولت نهم و اصلاحات حقيقي:
زيباترين نغمه هاي خدمتگزاري و آهنگ توسعه و پيشرفت در دولت نهم نواخته شد و لذت شيفتگي خدمت به امت شهيد پرور و دور اندازي تشنگي قدرت در اين دولت كريمه احساس شد. دوراني شعارها و وعده ها براي رسيدن به قدرت بود اما دولت نهم و خدمتگزاران آن ثابت كردند كه شعارها و وعده ها براي عمل است نه بايگاني قدرت .
امروزه همه اصول و كاركردها براساس دكترين اصول گرايي تحقق مي يابد و اصول گرايي چهره واقعي خود را در خدمت به مردم و حفظ اصول اساسي انقلاب نشان داده است .
تجربه كوتاهي كه همه شعارهاي اصلاح طلبي را تحت شعاع خود قرار داده و امروز مردم تحقق اصلاحات حقيقي را در كاركردهاي اصول گرايي به طور واضح مي بينند و بايد اذعان داشت كه اصلاحات به معناي حقيقي اش در دولت نهم انجام شده است اصلاحاتي كه خواستگاه و مطلوب مردم بوده است نه احزاب و گروههاي سياسي و در اين ميان بايد اصول گرايي حقيقي را مغز و موقعيت فرماندهي اصلاحات دانست .
من معتقدم تمام واژه ها و مفاهيمي كه معناي خوب و پسنديده اي دارند در گذشته هاي نزديك مصادره به مطلوب شده بودند و شاهد دگرگوني در معاني آنها بوده ايم، امروز به جاي خود برگشتند و در عمل بكار گرفته شدند ، تا مردم لذت شيريني آنها را در كام زندگي اجتماعي خود احساس كنند .
دولت نهم با اقدامات شجاعانه و معتقدانه نسبت به اصلاحات اجتماعي همه چيزرا درگرو احياء ارزش ها و اصول اساسي انقلاب گذاشت تا آنچه هدف از ظهور پديده انقلاب اسلامي بوده است محقق گردد.
عده اي واژه هاي اساسي و نقش ايفاءگر در زندگي اجتماعي مردم را براي تامين منافع گروهي و حزبي خود به استخدام گرفته بودند تا در سايه آنها با خيالي آسوده در بستر ، بيارامند. غافل از اينكه خدا در كمين حيله گران و نيرنگ بازان است ]« ان ربك لبالمرصاد » خدا در كمين آنهاست. [
با ظهور دولت نهم و اقدامات اساسي در مورد اصلاحات اجتماعي و به ثمر نشاندن ميوه هاي پايداري اصول انقلاب ، خط بطلان بر همه شعارها و گزاف گوييهاي آنان كشيده شد كه تحقق خواسته هاي بيگانگان و بدخواهان انقلاب اسلامي جزئي از پروژه هاي آنان بوده است و امروزه نااميدانه درمحافل و مجالس كماكان خصوصي و حزبي و دورهم نشيني خود به بهانه بيان حرفهاي دلسوزانه ، ناله هاي سوزشي خود كه ناشي از ديدگاه هاي تنگ نظرانه و انحصار گرايانه است ، سر مي دهند.
اينان نمي توانند دلسوز انقلاب و ارزشهاي احياء شده از آن كه ثمره خون هزاران شهيد و جوانان پاك باخته اين مرز و بوم است، باشند؛ چرا كه در يك دوره اي نسبت به پايمال نمودن اين ارزش ها و كم رنگ كردن آنها گام هاي محكمي برداشتند و در خوش كردن دل دشمنان اذيت و آزار و خون دل دادن به دوستان اين انقلاب نقش اساسي ايفا كردند كه نمونه اي از آن را در18 تيرماه سال هاي گذشته شاهد بوديم و در سالگرد آن چه برنامه هايي كه براي براندازي نظام و تحريك دانشجو و تعطيلي دانشگاه ها پي ريزي نكردند لكن با هوشياري و حضور در صحنه فرزندان جان بركف و پيرو رهبر و ولايت اين مرز و بوم همه آنها در زباله دان هاي تاريخ ريخته و در مخيله اصلاح طلبان كاذب بايگاني شد.
صفحات تاريخ اين ملت كه مملو از رشادت ها و ايثارگري ها و حضور در صحنه هاي مختلف انقلاب است و همانند خورشيدي بر تارك اين مرز و بوم مي درخشد در لابلاي عبور دوران سياهي را خود از گذرگاه هاي صعب العبور و سخت شاهد است كه با مقاومت و دلير مردي و پايداري و جان نثاري، جان بر كفان خود از آنها گذشت و امروز با بدست گرفتن هدايت ، اين كاروانِ راهزن ديدهِ انقلاب، توسط شجاعان دولت نهم راه را بر خود هموار كرده و بسوي مقصد اصلي به پيش مي رود و راهزنان خسته و وامانده ، ناله هاي واغربتا و وا انقلابا سر مي دهند.
هماناني كه جز چپاول و غارتگري سياسي و فرهنگي از كوله بارهاي انقلاب چيز ديگري را براي خود رقم نزده بودند و ترسيم برنامه هاي آنان در جهت بازگشت انقلاب و احياء ارزشهاي دروغين ناباوران انقلاب بود.
دولت نهم و قطع اميد اجانب و بيگانگان
دولتمردان شجاع و خدمتگزاران حقيقي مردم امروز مي توانند با افتخار اعلام كنند كه ما پوزه استكبار جهاني را به خاك ماليديم، كه در قطعنامه و اظهار نظرهاي تهديدانه خود هميشه بر طبل پيروزي مي كوبيدند و با ابزارهاي حقوق بشرانه كه آلت دستي براي آنان قرار گرفته است اين ملت را تهديد به جنگ، محاصره اقتصادي، نظامي ، ... مي كردند.
اما امروز به خاك مذلت نشستند و هر روز بيرق پيروزي نظام پر بركت جمهوري اسلامي بر سرزمين قلب ها و جان هاي ملتهاي ستمديده و آزاده به اهتراز در مي آيد و خفاشان شب پر كه چشم ديدن خورشيد انقلاب اسلامي را ندارند ، عقب نشيني مي كنند.
پيروزي در عرصه هاي احياء ارزش هاي انقلاب و بازگشت به اصول بنيادين و اعتقادي و اساسي آن ، پيروزي در عرصه هاي پيشرفت هاي علمي و عملي ، به كرسي نشاندن استفاده از انرژي هسته اي ونوآوري هاي نوين آن، اجراي مصوبات و برنامه هاي توسعه و برنامه هاي كوتاه مدت و بلند مدت كه بخشي از آن بايد در دولت هاي گذشته انجام مي شد.
لكن بجهت ورود برخي از دولتيان گذشته به فضاهاي سياسي غلط انداز و در هم آور نظم اجتماعي ، مغفول و مسكوت ماند و در واقع لهو و لعب هاي سياسي مانع از هدايت جامعه بسوي اصلاحات حقيقي گرديد.
امروز در دولت نهم و با اقدامات شجاعانه اعضاي آن با حمايت هاي همه جانبه مقام معظم رهبري و همراهي امت اسلامي ايران ، محقق مي گردد تا آينده روشن براين ملت و انقلاب آن رقم بخورد.
دولت نهم اين افتخار را دارد كه بعنوان يك خدمتگزار آنهم به فرموده مقام معظم رهبري« با شعارهاي اساسي انقلاب بعنوان محور برنامه ريزي ها و حركت ها و سياست ها» وارد عرصه كار و تلاش و پيشرفت شده است و به آن هم مباهات مي كند.
دولت نهم فاتح سرزمين ارزشهاي انقلاب:
دولت نهم را بايد فاتح سرزمين ارزش هايي دانست كه در اسارت گاههاي تنگ نظرانه و انحصار طلبي و براندازانه، برخي از استحاله شده گان و واماندگي زنداني شده بود و در افكار و شكنجه گاههاي مخوف ضد انقلابي و اسلامي مي رفت تا جان خود را براي هميشه به ديار فراموشي بسپارد، اما از آنجا كه سنت و وعده خدا بر مومنان حق است بارديگر لطف الهي شامل اين ملت مظلوم و ستمديده گردد و با عنايات الهي و اجابت دعاي مومنان بار ديگر بارقه اميد در دل اين ملت سرافراز و پيروز دميده شد و امروز شاهد پيروزي هاي پي در پي و موفقيت هاي غرور آفرين در عرصه هاي گوناگون هستيم .
دوراني كه برما گذشت بدكساني برمسند قدرت و كرسي هدايت اين جامعه اسلامي نشستند كه در طرح استحاله انقلاب نمره قبولي را از بيگانگان گرفته بودند و درجهت تامين منافع آنان برنامه ريزي كرده بودند و سعي در دفن تمام شعارهاي اساسي انقلاب ، ادبيات ايثار و شهادت ، ميراث امام (ره) و از همه مشهودتر مبارزه علني با نظام ولايت فقيه و شخص رهبري معظم انقلاب را داشتند و تبيين نظرات و تحقق منويات مقام عظماي ولايت را مستند خروج افراد از ايده و مرام و هدف خود مي دانستند و در تمسخر نسبت به پايبندي به اصل ولايت فقيه از همگان حتي خارج نشينان اين مرز و بوم هم پيشي گرفته بودند و بدنبال به بار نشاندن علف هاي هرزي در سرزمين افكار و انديشه هاي اين مردم خصوصاً جوانان بودند كه با كوچكترين نسيم ، بوي تعفن مواد مسموم كننده از آن بروز مي كرد و جامعه در هاله اي از نابساماني هاي اجتماعي گرفتار مي شد و هر روز در جنگ و نزاعي ناخواسته از تراوشات مسموم فكري آنان ، درگير بود.
تمامي ابزار و امكانات رسانه اي و مطبوعاتي را در دست گرفته بودند تا با ترشحات زهرآگين خود ، مردم را مست از مواد زائد سياسي كنند و برجنازه انقلاب نماز فاتحه بخوانند و همه چيز را در چنبره بيگانه پرستي و قبرستان به ظاهر جامعه مدني و اصلاحات دفن كنند.
اينان در برنامه هاي خود چوب حراج برميراث امام زدند و دكان هاي سياسي خود را مركز فروش و تاراج اجناس ذي قيمت انقلاب قرار دادند و فرياد حراج گري آنان حتي گوش بيگانگان را هم كر كرده بود لكن امروز دايه عزيز از مادر براي انقلاب شده اند.
اينان بايد به پوزه مالي خود اكتفا كنند و همين مقدار بتوانند عرق شرم را از پيشاني ننگين خود پاك كنند و در سايه پيشرفتهاي نظام اسلامي كه بخش عمده اي از آن در دولت نهم محقق مي گردد، شاهد و نظاره گر اجراي سياستهاي درست و صحيح و منطبق با اصول انقلاب باشند و درس اصلاحات اجتماعي مطابق با معيارهاي اسلام و قرآن و اهداف انقلاب اسلامي در كلاس دولتمردان شجاع و انقلابي و معتقد ياد بگيرند تا در آينده مرتكب اشتباهات ديگري نشوند.
اينان حق ندارند از فرصت پيش آمده سوء استفاده كنند و هرچيزي را بر زبان برانند و خود را محق انقلاب و ارزش هاي آن بدانند چرا كه در فرصت مناسب كلنگ هاي اصلاح طلبي آنان بر ريشه اين انقلاب وارد شده است و امروز دولت نهم در سايه حمايت هاي همه جانبه مقام عظماي ولايت ، اين سكان دار اصلي انقلاب اسلامي و وارث حكومت عدالت محوري علي (ع) درصدد ترميم آن صدمات وارده بر اين نهال نورسيده و تازه به بار نشسته است.
به نظر مي رسد كه بايد در عجب باشيم كه سخريه گران ديروز ، جدي گويان امروز شدند. كساني كه در هركوي و برزن ، درهر مركز و مكان و هر زمان ، به استهزاء گرفتن ارزشهاي والاي اسلامي و هنجارهاي ديني را برخود لازم مي دانستند و براي محو و نابودي آن گام برمي داشتند و جوانان ناآگاه دانشگاهي رابراي اين امر بسيج مي كردند تا چند روزي مركب قدرت خود را بر پيكره اين انقلاب بتازانند ، امروز از وضع نابساماني اقتصادي و حركت كشور بسوي جنگ سخن مي رانند غافل از اينكه همينان سپاهيان حزبي خود را بطور همه جانبه عليه انقلاب گردان بندي كرده بودند و دانشگاهها را بعنوان مراكز فرماندهي و شروع عمليات و جوانان اين مملكت را بعنوان سربازان پياده به اردوگاههاي خودخوانده بودند.
اينان در حالي امروز از تخرب گرايي و اعتقاد به حزب دم مي زنند كه اصل بنياد حزب را براي تخريب و درهم ريختگي افكار و انديشه ها و سوق دادن امكانات اقتصادي و مالي و قدرت سياسي را بسوي گروهي خاص و انگشت شمار، بناگذاشتند تا در سايه برخي اصول اجتماعي و سياسي به اهداف شوم خود برسند.
دغدغه اين افراد به هيچ عنوان بجا و به حق نبوده است و موافقت با آنها ، موافقت با انديشه هاي امتحان پس داده گذشته است كه همه چيز را به باد فناي حزب بازي ها دادند و اين مملكت را سالها از پيشرفت و توسعه عقب نگه داشتند .
بايد به اينها توصيه كرد كه معيار و مقياس انقلاب شماها نيستيد كه اگر قدرت اين نظام در دست شما بود انقلاب حفظ شده است والا انقلاب به انحراف كشيده شده است !
بهوش باشيد قدرت در اين نظام اسلامي در دست مردم است و اين مردم هستند كه معيار و مقياس اين انقلاب اند و اين مردم در پيروي از مقام عظماي ولايت و رهبري نظام و حضور در صحنه هاي انقلاب از هيچ چيز فروگذار نخواهند كرد چنانچه مقام معظم رهبري در بخشي از فرمايشات خود در ديدار اعضاي دولت نهم و كارگزاران آن فرمودند: « آنچه مي خواستيم مردم انجام دادند »
به نظر مي رسد مردم تكليف خود را در حمايت و پشتيباني و حضور در صحنه هاي مختلف اجتماعي روشن كردند، لكن اين احزاب و افراد و گروه هاي سياسي قدرت طلب هستند كه بايد مواضع و تكليف خود را روشن كنند و اين تفاوت اساسي بين مردم انقلابي و معتقد و احزاب و گروه هاي سياسي وجود دارد كه مردم خود را براي انقلاب مي خواهند و جان بركفانه در خدمت اهداف و آرمان هاي انقلاب هستند ، لكن احزاب و گروه هاي به اصلاح جامعه مدني خواه و اصلاح طلب انقلاب قدرت را براي خود مي خواهند تا در سايه سار قدرت سياسي به اهداف و آرمان هاي خود برسند گرچه اين مطلب در ذات احزاب و فعاليت سياسي قدرت طلب است نه خدمتگزار ، لكن اين معادله در جوامع ديني و حكومت هاي اسلامي نتيجه اي نمي دهد تا دير نشده اين معادله را بايد به نفع مردم و اهداف نظام اسلامي تغيير داد تا منتج به نتيجه مطلوب گردد.
دولت نهم و احياء و زنده شدن دو بركت انقلاب اسلامي
با ظهور دولت نهم و تشكيل كابينه جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد، دو مقوله ي فراموش شده انقلاب اسلامي زنده گرديد:
1- شعارهاي اساسي و ادبيات پيروزمندانه آن ،كه هميشه از سوي بنيان گذار نظام پربركت جمهوري اسلامي ايران مطرح بود و مردم در سايه آن به پيروزي هاي چشمگير دست يافته بودند و بعنوان فرهنگ پيروزي براي اين ملت محسوب مي شد و آن ادبيات امام (ره) كه دربيانات ،گفتارها و رفتارهاي او محسوس بود .
موضوع امام (ره) مي رفت كه در گردونه هاي تحزب گرايي و به بهانه هاي تعامل با دشمنان و كشانيدن معاندين به حوزه مخالفين و ورود مخالفين به عرصه موافقين ،به فراموشي سپرده شود و بخش عظيمي از سنت هاي امام در چنبره عدم مطابقت آن با ادبيات دنياي امروز دستخوش تغييرات قرار مي گرفت و حتي برخي گستاخانه نسبت به برخي فرمايشات امام ان قلت مي زدند و در صدد حذف اين ادبيات پيروزمندانه و انقلابي كه جزء بزرگي از فرهنگ انقلاب است بوده اند كه با الطاف الهي اين نعمت و بركت عظيم به ملت ايران بازگشت.
2- همه ما شاهديم تهاجم همه جانبه به اصل ترقي ولايت فقيه كه در قانون اساسي از اصول آن است بوديم دشمنان در برنامه هاي خود در حمله به اين اصل و يادگار بجامانده از امام (ره) ، از هيچ چيز فروگذار نكردند و از انجا كه مصداق اتم و اكمل اين اصل را در مقام عظماي ولايت مي ديدند ، تهاجم همه جانبه را عليه شخص ايشان و اصل ولايت فقيه آغاز كردند ، مستندات موجود در خصوص اين موضوع گوياي يك حركت خزنده و ساماندهي شده اي است كه دشمنان اسلام و انقلاب آن را در پروژه براندازي نظام اسلامي درصدد كار خود قرار داده بودند، تا جايي كه حركت ناآگاهانه و دشمن پسند دانشجويان در 18 تيرماه ، كه همه شعارها و اعتراضات خود را متوجه اين مقام عالي و ارزشمند و اصل مترقي ولايت فقيه كرده بودند و تيرهاي سهمگين تهمت، افتراء فحاشي سياسي و هرزه گويي هاي طراحي شده مي كرد.
در اين فضاي مسموم به يقين اذعان خواهيم داشت كه منويات و فرمايشات ايشان حداقل در بخشي از مراكز علمي يا در بين اقشاري به سهولت مورد قبول نبوده و اجراي آن به سختي و كندي صورت مي پذيرد .
در اين راستا خون دل هايي كه اين شخصيت صبور و متعالي ، انسان الهي ، مي خورد بركسي پوشيده نيست اين جيره خواران داخلي با هدايت بيگانگان كاري كرده بودند كه همه سنگرها و حريم هاي حيثيتي كه در اطراف مركز فرماندهي و هدايت انقلاب اسلامي ايجاد شده بود ، تخريب گردد و حتي كوته هاي سياسي هم بدنبال تثبيت نظرها و ديدگاههاي خود بودند.
لكن با مسند نشيني دولت نهم حريم ها ترميم گرديد، خواستگاه اصلي دولت تحقق منويات مقام عظماي ولايت و پيروي از اصل مترقي ولايت فقيه گرديد ، اقتدار ، صلابت رهبري سايه اش را برنظام اسلامي بار ديگر گسترانيد و مردم لذت و شيريني عشق به حكومت اسلامي را بار ديگر چشيدند و سنگرهاي تخريب شده و حريم هاي شكسته شده بار ديگر ترميم گرديد و جان بركفان رهبري حكومت اسلامي اهل بيت (ع) در اين سنگر ها براي دفاع از حريم ولايت آماده شدند و امروز در واقع مرزبان ، ديد بان و حافظ اين حريم الهي كه حقاً ولايت فقيه يك وديعه الهي است براي مردم ايران ، دولت نهم و كابينه ارزشمند جناب آقاي دكتر محمود احمدي نژاد و خدمتگزاران به اين مردم در اين دولت هستند.
گرچه در اين بيان از ياوه هاي ياوه گويان هميشه عقب مانده نبايد غافل شد، همانان كه تا ديروز گوي سبقت را در عرصه هاي مطبوعات در اهانت نسبت به رهبري ربوده بودند و امروز خود را بعنوان نيروهاي ارزشي ، مظلوم جلوه مي دهند.
تا ديروز خود در عرصه تهمت و افتراء و سست كردن اعتقادات مردم نقش اساسي ايفاء مي كردند لكن امروز خود را نيروهاي وفادار به انقلاب و ارزش ها معرفي مي كنند كه دچار انگ هاي متفاوتي شده اند.
گروهي از اين افراد تا ديروز در دانشگاه ها از ورود افراد ارزشي به پست ها و مقام هاي اجرايي و دانشگاه بشدت برخورد مي كردند با حاكميت ارزشهاي اسلامي و انقلابي و احياء ادبيات امام و رهبري خود را در فشار مي بينند و دم از عدم تامين امنيت شغلي مي زنند در حالي كه همين افراد براي ده ها شخصيت فرهيخته و ارزشمند دانشگاهي امنيت شغلي را از بين برده بودند و توزيع بورس هاي دانشگاهي كه يك امتياز ارزشمند براي اصحاب دانشگاهي و اساتيد محسوب مي شود در جلسات خانگي و محفل هاي حزبي تقسيم مي كردند.
گويا اين افراد يادشان رفته كه هميشه يك گروه پياده نظام براي خود در دانشگاه ها بنام گروههاي ملي مذهبي يا انجمن هاي افراطي و مخالف نظام و رهبري داشتند كه هر زمان به دلخواه خود براي تحققق اهداف خود از آنها استفاده مي كردند.
اينان هميشه عينك هاي تنگ نظري و انحصار گرايي بر چشمان خود زده اند و با نهيب آگاهي بخش مردم نه تنها بهوش نيامده اند بلكه هنوز هم در حالت كماء بسر مي برند.
در سخنان خود چيزي جزء الفاظ بي معنا و عادت شده؛ چيز ديگري ندارند چرا اينان روزي شعار زنده باد مخالف من سر مي دادند لكن نه در گذشته و در حال و نه حتي در آينده ذره اي قدرت تحمل مخالف را نداشته و ندارند.
اين نوع ادبيات ديگر در صفحات ذهن اين ملت و مردم قهرمان و آگاه ايران خوانا نيست . بهتر است بجاي ايراد و اشكال بر فرآيند حركت مردم و دولت كريمه آقاي دكتر احمدي نژاد در خود تجديد نظر كنند و اين قدر ساز مخالفت با خداست با مردم و ايده هاي انقلاب و مقام عظماي ولايت نزنند، به دامن ملت برگردند و در كشتي نجات انقلاب سوار شوند تا به ساحل نجات و رستگاري برسند.
*************************************************
دولت نهم ، كابينه آقاي احمدي نژاد و مديران و كارگزاران آن جان بركفان انقلاب و اسلام و خدمتگزاران واقعي مردم شهيد پرور نظام اسلامي ايران هستند.
افتخار در دولت نهم اين است كه بعنوان يك خدمتگزار آن هم به فرموده مقام معظم رهبري با شعارهاي اساسي انقلاب بعنوان محور برنامه ريزي ها و حركتها و سياستها وارد عرصه كار و تلاش شديم و به آن مباهات مي كنيم .
با آمدن دولت آقاي احمدي نژاد دو نعمت و بركت بزرگ انقلاب كه مي رفت دستخوش تحزب گرايي كاذب گروهي از سياست بازان و مزدوران داخلي و خارجي شود به ما برگشت
1- شعارهاي اساسي انقلاب و ادبيات پيروزمند كننده انقلاب اسلامي كه از سوي بنيان گذار نظام پربركت جمهوري اسلامي ايران به مردم منتقل شده بود و بعنوان فرهنگ پيروزي مردم محسوب مي شد .
2- خواستگاه ، منويات و آنچه كه مد نظر مقام مظعم رهبري كه ساليان متمادي برآن تكيه مي كرد ، تحقق پيدا كرد و اقتدار و صلابت رهبري در سايه حكومت و نظام ولايت فقيه خود را نشان داد و با حضور دولت آقاي
احمدي نژاد با شعارهاي گران سنگ و احياي ادبيات انقلاب و كنار زدن همه شعارهاي كاذب و دروغين ، مردم انقلابي ايران جان تازه اي گرفتند و در واقع احياء دوباره ارزشهاي انقلاب با حضور دولت آقاي
احمد نژاد تحقق يافت و ادامه خواهد داشت.
اين دولت فاتح سرزمين ارزشمند ، ارزشهائي بود كه بدخواهان و استحاله شدگان بيگانه جو تمام شعارهاي اساسي انتخاب را در آن دفن كرده بودند و علفهاي هرزي را به او نشانده بودند كه با كوچكترين نسيم ، بوي تعفن و مواد مسموم كننده از خود بروز مي دادند و انسان بجاي تنفس از هواي پاك ، چيزي جز عقب افتادگي و واماندگي و ياس و نا اميدي از وجود ارزشها و باورها ، احساس نمي كرد .
گروهي كه براي خدمت آستين را بالا زده بودند بلكه براي نعمت و به در بردن مردم از صحنه هاي اصلي انقلاب و پرهيز از ارزش ها و باورها و اعتقادات قدم برمي داشتند تا مردم را از درون تهي كنند و محترمانه كشور را به دست بيگانگان و بدخواهان و دشمنان داخلي و خارجي بسپارند.
گروهي در اين كشور در دوراني جز تخريب اعتقادي ، دين زايي و سست كردن در برابر ايثارگريها و جان بر كفي و برانگيختن سوال و شبهات و ايجاد نزاع و درگيري و ايجاد عدم ثبات سياسي، اجتماعي ، تهاجم به فرهنگ و هنر و استفاده ابزاري از آن ، ماموريتي ديگر نداشته اند و شايد امروز به هر بهانه اي نداي مظلوميت سر مي دهند و خود را از فرزندان و نوباوگان انقلاب و امام مي دانند در حاليكه ما شاهديم چگونه ميراث امام علي (ع) را چوب حراج فرمودند و مغازه هاي سياسي خود تاراجگاه اجناس ذي قيمت انقلاب قرار دادند و خود به فروشنده گی آن افتخار كردند.
عده اي كه هميشه خود را وارث اصلي اين انقلاب مي دانستند و مي دانند اما يا از اصول اصلي انقلاب عدول كردند و ادبيات انقلاب اسلامي براي آن ها معنا و مفهومي ندارد و در هر كوي و برزن ، در جامعه دانشگاه و هرجائي را پيدا كنند انقلاب را به سخريه مي گيرند امروز نگران انحراف انقلاب اسلامي از معيارهاي اصلي هستند يا اينكه منافع خود خود را در بيان ضد ارزشهاي انقلاب اسلامي از معيارهاي اصلي ، مي خواهند به طرح و احياء خود بپردازند . اين افراد در طول دوران حضورشان در عرصه هاي اجتماعي زندگي خود نه در عرصه هاي انقلاب، نشان دادند كه:
اولاً :دنبال منافع حزبي و گروهي خود هستند.
ثانياً : اعتقادي به احياء ارزشهاي ديني ندارد و همه چيز را بصورت شبهي مي نگرند.
ثالثاً : خود را دلسوزتر و جلوتر و پيشگام تر از مقام معظم رهبري مي دانند در زمانيكه مقام معظم رهبري مي فرمايد: « امروز خوشبيخانه شعارهاي انقلاب به عنوان محور برنامه ريزيها و سياستها اعلام مي شود.»
اينان در بيان ها و نطقها نشست هاي مخملي بنام احزاب ولي فقط با حس انحصارگرايي معمول و مستمري كه دارند دوستان و هم كيشان خود را وادار جلسات مي كنند، بيان مي دارند كه ما نگران انحراف انقلاب اسلامي از معيارهاي اصلي اثر هستيم.
به نظر مي رسد اين افراد احساس مي كنند اگر در معيارها و مقاس هاي قدرت قرار بگيرند انقلاب حفظ شده است و گرنه انقلابي وجود ندارد تا منحرف شود.
و در حاليكه ما امروز شاهديم اين افراد در مجامع گوناگون زشت ترين حرفها را درباره دولت مي زنند و تندترين مخالفت ها را ابراز مي دارند سران آنها با ادبياتي سخيف و عاملانه نسبت به دولت و شخص رئيس جمهور خود را نشان مي دهند، در عين حال بيان مي دارند كه از فشارهاي وارده به نيروهاي اصلاح طلب نگران و ناراحت هستند ، به نظر مي رسد در هيچ دوره اي از دوران دولت هاي نظام جمهوري اسلامي اين ميزان آزادي سياسي و آزادي بيان در عرصه هاي مطبوعات و مجامع سياسي وجود نداشته است .
در برخي از دولتهاي پيشين ، عرصه هاي سياسي در دانشگاهها تعطيل شده بود در عين حال اين افراد سكوت كرده بودند لكن امروز خود مدعيان و مطالبه گران اين امر هستند اين اشخاص امروز ، آبروريزان و فحش گران سياسي را كه ديروز آنها را به بدترين وضع از صحنه هاي انتخاباتي و سياسي كشور بدور مي كردند و با انواع حيله هاي قدرت كه در دست انها بوده همانند انتخابات و جابجا نمودن راي هاي مردم اين افراد را نيروهاي ارزشي و انقلابي خطاب مي كنند غافل از اينكه مخالفين ديروزخيرخواهان امروز شده اند واقعاً بايد اين صحنه هاي سياسي و نشست هاي محفلي رنگارنگ را چگونه در صفحات تاريخ نگاشت تا مردم حقایق را باور كنند به نظر مي رسد نبايد خيلي از حقايق دور باشيم .
امروز مقام عظماي ولايت با بيان صريح و روشن خود حجت را بر ما تمام كردند ايشان فرمودند « امروز به همت ملت ايران ، با انتخاب ملت ايران ، دولتي سركار آمده است كه شعارهاي اصلي انقلاب ،شعارهاي اساسي و اصولي اوست گفتمان تعاليم انقلاب اسلامي امروز گفتمان رائج و غالب است اين خيلي اهميت دارد.
همچنين فرمودند « بحمد الله ملت ايران همت كردند و آنچه كه مي خواستيم شد»
در فرازي ديگر مي فرمايند : « بحمد الله هم عطش كار و انگيزه ي كار در اين دولت هست ، هم عناصر و نيروي كار آمد و كاردان در اين دولت هستند اين شرط حاصل است .»
در عين حال باز فرمودند : « يكي از چيزهايي كه من در مورد اين دولت خدار ا شكر مي گويم همين است كه شجاعت اقدام وجود دارد با ترديد با تزلزل با ترس و لرز نمي شود كارهاي بزرگ را انجام داد لازم است با شجاعت وارد شد.»
نگاه مقام معظم رهبری به دولت نهم
انرژي، تحرك، نشاط كار و جديت در خدمت به مردم، ويژگي بسيار با ارزش و مستمر دولت است كه پس از سه سال همچنان برجسته است و سفرهاي استاني يكي از نمودهاي آن بشمار مي رود.
ایشان انطباق شعارها و گفتمان دولت را با شعارها و گفتمان امام و انقلاب دومين خصوصيت بسيار با ارزش دولت میدانند و می فرمایند:
زنده كردن و بازسازي برخي خصوصيات جوهري انقلاب و منطق امام ـ و مقابله با كساني كه مي خواستند اين ارزشها و مفاهيم اساسي را منسوخ كنند از خصوصيات بسيار برجسته اين دولت است.
ايشان در همين زمينه خاطر نشان كردند:
عدالتخواهي حقيقي و استكبار ستيزي از جمله شعارهاي انقلابي دولت است و هر كس كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب متصور مي داند، قدردان اين ويژگي است.
رهبر انقلاب اسلامي اعاده "عزت ملي و استقلال حقيقي" را از اقدامات تحسين برانگيز دولت بر می شماردند و می فرمایند:
اعتقاد و افتخار به عزت و هويت ملي مبناي استقلال حقيقي هر ملت است.
ایشان با انتقاد از برخي كه در گذشته درمقابل بيگانگان زياده خواه، احساس انفعال و شرمندگي مي كردند می فرماید:
اين دولت، در تعاملات جهاني وفاداري به گفتمان انقلاب را افتخار خود مي داند و روند بسيار خطرناك غربزدگي و گرايشهاي سكولاريستي را كه متأسفانه در حال نفوذ در بدنه مديريتي كشور بود، سد كرده است.
ايشان پايداري در موضوع انرژي هسته اي را يكي از مظاهر دفاع از هويت ملي مدانند و می فرماید:
برخي كشورهاي زورگو و پر رو و دنباله هاي بي ارزش آنان مي خواستند حرف خود را در مقابل ملت ايران به كرسي بنشانند اما ملت، شخص رئيس جمهور و دولت در مقابل افزون طلبي ها ايستادند و جلو رفتند.
رهبر انقلاب اسلامي جرأت در ايجاد تحول، شجاعت تصميم گيري براي حل مشكلات بزرگ ـ و جرأت مقابله با فساد را از جمله نمودهاي مهم گفتمان انقلابي دولت میدانند و معتقدند:
قلع و قمع اژدهاي هفت سر فساد بسيار سخت است البته اكنون نيز اين هدف محقق نشده اما جرأت مقابله با آن در اين دولت، كاملاً مشهود و محسوس است.
ایشان خارج شدن از حالت انفعال و گرفتن روحيه تهاجمي در مقابل زورگويان جهاني را از جلوه هاي وفاداري دولت به شعار و گفتمان انقلاب اسلامي بیان می کنند و خاطر نشان می سازند:
استكبار داراي نقاط ضعف فراواني است كه بايد با برجسته كردن آنها، زورگويان جهاني را به انفعال و پاسخ گويي انداخت و اين دولت داراي چنين روحيه اي است.
رهبر انقلاب اسلامي مردمي بودن را سومين خصوصيت ممتاز دولت دانستند و افزودند:
شرافت شما در همسطح بودن با ملت ـ ساده زيستي و تماس و انس مستمر با مردم است و تجلي عملي اين خصوصيات در رفتار رئيس جمهور و هيأت دولت باعث جلب اعتماد بيشتر مردم و ريشه كن شدن بلاي اسراف و اشرافي گري مي شود. ايشان حمايت از دولتها را مشي حضرت امام و رهبري انقلاب خواندند و خاطر نشان كردند: قوه مجريه بار عمده مديريت كشور را بر عهده دارد و بهمين علت دولتهاي قبلي نيز مورد حمايت بوده اند اما خصوصيات دولت فعلي، باعث مي شود كه حمايت گرمتري از آن بشود و دلگرمي بيشتري درباره اقدامات آن وجود داشته باشد.
رهبر انقلاب اسلامي حمايت از دولت را به معناي چشم بستن بر ضعفهاي آن ندانستند و افزودند: البته كارهايي وجود دارد كه دولت بايد تدبير كند يا انجام دهد.
ايشان خاطر نشان میکنند:
ممكن است دولت، روال تصويب يك قانون ابلاغ شده را صحيح نداند اما متصدي اين مسئله، قوه مجريه نيست و دولت حتي اگر معتقد به ضعف يك قانون بود بايد به آن عمل كند.
مردم معتقدند دولت نهم، مردمي است و از جنس خودشان است، اين امتياز توقع مردم را بالا مي بَرَد بنابراين اگر در جايي، عمل به وعده اي با مشكل روبروست، به صراحت با مردم در ميان بگذاريد.
ایشان در مرزبندي انتقاد و تخريب خاطر نشان می کنند:
انتقاد، ارزشيابي منصفانه و كارشناسانه است كه با نظر خيرخواهي انجام مي شود و در آن نقاط مثبت و منفي در كنار هم مورد توجه قرار مي گيرد و دولت بايد با سعه صدر از اين انتقادها استقبال كند، آنها را با گوش جان بشنود و با بررسي و توجه كافي و كامل، به انتقادهاي صحيح عمل نمايد.
ایشان در مورد قضیه هسته ای می فرماید:
زبان دولت در موضوع هسته اي، زبان عزت و اقتدار ملي است اما برخي چون فلان دولت زياده خواه از موضع هسته ايِ عزتمند دولت ايران خوشش نمي آيد اين مواضع صحيح را هدف تخريب قرار مي دهند.
رهبر انقلاب اسلامي با اشاره به افزايش انتقاد و تخريب دولتها در سال آخر دوره اول فعاليت آنها می فرماید:
البته اين دولت، بيشتر مورد هجوم تخريبي قرار دارد و دو جريان داخلي و خارجي آن را مي كوبند.
ايشان هجوم رسانه هاي بيگانه به دولت نهم را به جنگ احزاب تشبيه كردند ومی فرمایند:
دولت نهم به اين علت، هدف حملات بي وقفه، قرار دارد كه گفتمان آن،گفتمان امام و انقلاب است.
ایشان با اشاره به انگيزه هاي متفاوت طيف وسيعي كه به تخريب دولت مشغول است می فرماید:
برخي از اين افراد مغرض نيستند بلكه كم اطلاع يا بي اطلاع هستند، برخي هم غرضهاي شخصي و سطحي دارند، اما بعضي، يا از اول امام را قبول نداشته اند و يا در وسط راه با انقلاب دچار مشكل شده اند، بهمين علت با غرضهاي عمقي و كينه امام، به تخريب دولت نهم مشغولند.
البته دولت هم بايد با دوري از مواضع تهمت آفرين، به تخريب كنندگان بهانه ندهد و مانع برخي جنجال آفريني ها شود.
مقام معظم رهبری طرح تحول اقتصادي را از كارهاي بزرگ دولت نهم بیان می کنند و با قابل قبول خواندن سرفصلهاي اين طرح عظيم می فرمایند:
اين كار بسيار مهم حتماً انجام شود اما در اين روند بايد از هرگونه شتابزدگي مطلقاً پرهيز كرد.
اجراي خوب اين طرح، قدم بزرگي در پيشرفت كشور است اما اجراي شتاب زده آن، خطرها و ضررهايي بدنبال مي آورد بنابراين بايد با بررسي چشم اندازها و پيامدها، و تدبير كردن راههاي جلوگيري يا كنترل تبعات منفي، اين جراحي بزرگ را بسلامت انجام داد.
ايشان در زمينه طرح تحول اقتصاديمی فرماید:
اگر اجراي بخشي از اين طرح تورم زاست بايد براي جلوگيري از بروز اين مسئله و يا كنترل تبعات منفي آن، چاره انديشي كرد.
خصوصیات و ویژگی های دولت نهم از دیدگاه مقام معظم رهبری:
چند خصوصيت ممتاز در اين دولت وجود دارد كه من لازم ميدانم به اين خصوصيات تصريح كنم؛ كه مايهى امتياز شما، اينهاست. نامها و عنوانها و جايگاهها و كرسيها به انسان تشخص نميدهد؛ تشخص واقعى و شرف واقعى در معانى ديگرى است؛ همچنانى كه در روايت داريم كه «اشراف امّتى حملة القران و اصحاب اللّيل». اشرافيت در نظامهاى مادى معنايى دارد، ولى در نظام اسلامى اشرافيت معناى ديگرى دارد. آن كسانى كه اصحابالليلاند - كسانى هستند كه براى خدا در شب قيام ميكنند - يا كار دشوار را براى مردم در شب انجام ميدهند، يا آن كسانى كه حملةالقرآن هستند و با قرآن انس دارند و با نور قرآن و هدايت قرآن حركت ميكنند، «اشراف» اينها هستند. كسانى كه پول دارند، ثروت دارند و جايگاه اجتماعى دارند، آنها در منطق و در نظام ارزشى اسلامى «اشراف» محسوب نميشوند.
يك خصوصيت اين است كه اين دولت، واقعاً يك دولت كار است؛ دولت حركت و اقدام است؛ انرژى و نشاطِ كار اين دولت، يك امر برجسته است. الحمدللَّه شما از سال اول همينجور حركت كرديد، الان هم با اين كه سه سال از عمر اين دولت گذشته، انسان احساس ميكند كه تحرك و نشاط و فعاليت و اقدام در اين دولت محسوس است - يعنى كاهش پيدا نكرده؛ افت پيدا نكرده - اين خيلى چيز باارزشى است. در خدمت به مردم جديت وجود دارد. رفتن به شهرها، رفتن به شهرهاى كوچك، همهى نقاط كشور را زير پا گذاشتن و هيچ نقطهاى از كشور را از منظر خبرگى و كارشناسى دور قرار ندادن، اينها چيزهاى باارزشى است. اين امتياز اول است؛ در هر مجموعهاى اين امتياز وجود داشته باشد، جا دارد كه انسان از آن قدردانى كند، به آن تصريح كند و اميدوار و مطمئن باشد كه خداى متعال هم به آن مجموعه كمك خواهد كرد و ثواب خواهد داد.
خصوصيت و امتياز دوم كه در اين دولت هست، شعار و گفتمان كلى اين دولت است كه منطبق بر شعار و گفتمان امام و منطبق بر شعارها و گفتمانهاى انقلاب است؛ اين خيلى چيز باارزشى است. اين را هيچكس نمىتواند نديده بگيرد.
هر دلبستهى به انقلاب، اين را قدر مىداند؛ هر كسى كه پيشرفت كشور را با هدايت انقلاب و با كارگردانى انقلاب تصور مىكند، بايد اين را قدر بداند. عدالتخواهى در اين دولت پررنگ شد.
شعار عدالتخواهى به صورت جدى بر روحيهى مسئولان، دولتمردان و برنامهها، پرتو افكند. استكبارستيزى - كه معناى ويژهى انقلابى خودش را دارد - در اين دولت تشخص و تميّز پيدا كرد.
معناى استكبارستيزى دشمنى كردن با دولتهاى دنيا نيست، معنايش دشمنى كردن با استكبار است. استكبار - از هر دولتى و از هر نظامى سر بزند - آفتِ براى بشريت است. البته امروز امريكا و صهيونيزم مظهر استكبارند؛ ليكن هر جا، هر كس، هر دولتى و هر مجموعهاى كه نسبت به ديگران استكبار بورزند، آفتى در جامعهى بشرى و در نظام زندگى انسان به وجود مىآورند. ستيزهى با اين حالت هم يك حالت مطلوب اسلامى است. اين هم يكى از خصوصيات اين مجموعه است كه خوشبختانه برجسته است.
مسئلهى اعادهى عزت ملى و ترك انفعال در مقابل سلطه و تجاوز و زيادهطلبى سياستهاى ديگران و ترك شرمندگى در مقابل غرب و غربزدگى را هم انسان در اين دولت احساس مىكند؛
عزت ملى و استقلال حقيقى و معنوى از اينجا حاصل ميشود. استقلال به اين نيست كه انسان شعار استقلال بدهد يا حتى مثلاً در زمينههاى اقتصادى هم به يك رشد بالايى دست پيدا كند؛ نه، استقلال اين است كه يك ملت به هويت خود و به عزت خود معتقد و براى او اهميت قائل باشد، براى حفظ او تلاش و كار كند و در مقابل متعرضين و مستهزئين، شرمندهى اظهارات و جايگاه خود نباشد.
ما متأسفانه در برخى از اوقات گذشته، ميديديم كه بعضى از كسانى كه مرتبط با مسئولين بودند يا حتى خودشان مسئول يك بخشى بودند، كأنّه از گفتمان انقلاب در مقابل ديگران شرمندهاند و خجالت ميكشند كه حقايق انقلاب را بر زبان جارى كنند يا آنها را پيگيرى كنند يا به آنها اهميت بدهند! اين براى يك جامعه خيلى بلاى بزرگى است؛ اين را شما نداريد.
يكى از مظاهر دفاع از عزت هم همين مسئلهى انرژى هستهاى است. مسئلهى انرژى هستهاى، براى ما فقط اين نبود كه ما ميخواستيم يك فناورى داشته باشيم، ديگران ميخواستند ما نداشته باشيم؛ اين فقط بخشى از قضيه است.
بخش ديگر قضيه اين بود كه قدرتهاى گوناگون، پُررو، متجاوز، زورگو و دنبالهها و اقمار بىارزش آنها، ميخواستند حرف خودشان را در اين زمينه بر ملت ايران تحميل كنند. خب، ملت ايران، دولتِ شما و شخص رئيسجمهور، در مقابل اين زورگويى و اين تحميل و اين افزونطلبى ايستاديد؛ خداى متعال هم كمك كرد؛ پيش رفتيد. اينها آن بخشها و اجزاء گفتمان عمومى اين دولت است كه براى من اهميت دارد.
روند غربباورى و غربزدگى را كه متأسفانه داشت در بدنهى مجموعههاى دولتى نفوذ ميكرد، متوقف كرديد؛ اين چيز مهمى است. حالا يك عدهاى در جامعه، ممكن است به هر دليلى شيفتهى يك تمدنى يا يك كشورى باشند؛ اما اين وقتى به بدنهى مديران انقلاب و مجموعههاى انقلاب نفوذ ميكند، چيز خيلى خطرناكى مىشود. اين ديده ميشد؛ خب، جلويش گرفته شد.
گرايشهاى سكولاريستى - كه متأسفانه باز داشت در بدنهى مجموعهى مديران كشور نفوذ مىكرد - جلويش گرفته شد. نظام انقلابى، بر مبناى دين و بر مبناى اسلام و بر مبناى قرآن شكل گرفته و به همين دليل از حمايت ميليونى اين ملت برخوردار شده و جانهايشان را كف دستشان گرفتهاند و جوانهايشان را به ميدانهاى خطر فرستادهاند؛ آن وقت مسئولان يك چنين نظامى دم از مفاهيم سكولاريستى بزنند؟! «يكى بر سر شاخ و بن ميبريد»؛ يعنى خودشان بنشينند و بنا كنند بنِ اينمبنا و قاعده را كلنگ زدن! خيلى چيز خطرناكى بود. خب، الحمدللَّه اينها جلويش گرفته شد.
يا جرأت در ايجاد تحول؛ حالت روحى اين دولت اين است كه براى تحولآفرينى جرأت دارد و اقدام مىكند. نمىخواهم بگويم همهى اين اقدامها صددرصد درست است؛ نه، ممكن است يك جايى هم اشتباه باشد؛ اما نفس اينكه انسان حالت دليرى در مقابل مشكلات داشته باشد و تصميم بگيرد كه براى رفع مشكلات اقدام بكند، چيز باارزشى است كه اين خوشبختانه هست.
جرأت در مقابلهى با فساد. مقابلهى با فساد خيلى كار سختى است. يك وقتى بنده گفتم كه اين اژدهاى هفت سرِ فساد را به اين آسانى نميشود قلع و قمع كرد؛ خيلى كار سختى است. نه اينكه حالا بگويم قلع و قمع شده؛ نخير، الان هم قلع و قمع نشده؛ ليكن جرأت مقابلهى با آن هست. خب، وقتى كه اجزاء مجموعه، خودشان آلودهى به فساد نباشند، طبعاً جرأتشان بيشتر است. بسيارى از مجموعههاى قبلى هم حقيقتاً پاكيزه بودند - يعنى آلودگى نداشتند - اما بالاخره جرأت در مقابلهى با فساد يك امتيازى است كه در شما هست.
روحيهى تهاجم در مقابلهى با زورگويان بينالمللى. يك وقت هست كه زورگويان بينالمللى مىآيند و ميگويند كه آقا شما فلان كار را كردهايد و ما رفع و رجوع مىكنيم و نه واللَّه، نه باللَّه...؛ ولى يك وقت هست كه تهاجمش، تهاجم زورگويانه است؛ بهترين دفاع در چنين مواقعى هجوم است
. زورگويان بينالمللى، نقاط ضعف زيادى دارند: جنايت ميكنند، فساد ميكنند، به حقوق بشر تجاوز ميكنند، به حقوق ملتها تعدى ميكنند، انسانها را لگدمال ميكنند و همهى كارهاى زشت را انجام ميدهند؛ آخر هم طلبگار همهاند! خب، نقاط ضعفشان، با حالت تهاجمى و با حالت طلبگارى، گفته و بيان بشود. اينجور نيست كه ما براى تهاجمات سياسى بينالمللى، بخواهيم پاسخ پيدا كنيم. يك وقتى از بنده - سالهاى اوايل - ميپرسيدند كه آقا، شما در مقابل اين حرف چه جوابى داريد؟ ميگفتم ما جواب نداريم؛ ما ادعا داريم و مدعى اينها هستيم؛ در قضيهى زن مدعى هستيم؛ در قضيهى حقوق بشر مدعى هستيم؛ در قضاياى حقوق اساسى انسانها مدعى هستيم. ما مدعى اينها هستيم؛ ما در مقام پاسخگويى نيستيم. چرا بايد سوال بكنند تا كسى مجبور باشد پاسخ بدهد؟ آنها بىجا ميكنند سؤال و ادعا ميكنند. اين روحيه، روحيهى خوبى است؛ روحيهى انقلاب اين است؛ اين است كه حقيقت را روشن و درخشان ميكند.
گفتمان عمومى دولت اينهاست؛ به طور خلاصه: زندهكردن و بازسازى برخى خصوصيات جوهرى انقلاب و منطق امام؛ و مقابلهى با كسانى كه ميخواستند اين ارزشها و اين مفاهيم اساسى را منسوخ كنند، يا از بين ببرند، يا ادعا ميكردند كه منسوخ شده و از بين رفته؛ اين چيز باارزشى است. اين خصوصيت دوم و امتياز دومى است كه در اين دولت هست.
امتياز سوم هم روحيهى مردمى و خاكى اين دولت است؛ اين هم خيلى باارزش است؛ اين را قدر بدانيد. شما امتيازتان به تشخص ظاهرى و شكل و قيافه نيست؛ امتيازتان به همين است كه خودتان را با مردم همسطح كنيد، به شكل مردم و در ميان مردم باشيد، با مردم تماس بگيريد، با آنها انس پيدا كنيد، از آنها بشنويد. اين امتياز بزرگى است و در شما هست؛ آن را حفظ كنيد و نگه داريد.
سادهزيستى - بخصوص در خود آقاى رئيسجمهور - خوب و برجسته است و چيز باارزشى است؛
در مسئولين هم - كما بيش؛ يك جايى كمتر، يك جايى بيشتر - بحمداللَّه هست. سادهزيستى چيز بسيار باارزشى است. ما اگر بخواهيم تجمل و اشرافيگرى و اسراف و زيادهروى را - كه واقعاً بلاى بزرگى است - از جامعهمان ريشهكن كنيم، با حرف و گفتن نميشود؛ كه از يك طرف بگوئيم و از طرف ديگر مردم نگاه كنند و ببينند عملمان جور ديگر است! بايد عمل كنيم. عمل ما بايستى مؤيد و دليل و شاهد بر حرفهاى ما باشد تا اينكه اثر بكند. اين خوشبختانه هست. فاصلهتان را با طبقات ضعيف كم كردهايد و كم نگه داريد و هر چه كه ممكن است آن را كمتر كنيد. اين سهتا خصوصيت و امتياز است.
«من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق». اين وظيفهى بنده هم هست، وظيفهى همه هم هست. اگر چنانچه اين خصوصيات را در مجموعهى دولت كنونى قدردانى نكنيم و تشكر نكنيم، طبعاً خدا را خوش نمىآيد. خداى متعال دوست دارد كه از كارهاى خوب افراد تشكر بشود، قدردانى بشود و سپاسگزارى بشود
. وظيفهى بنده هم اين است كه قدردانى كنم و به خاطر همين خصوصيات، از دولت حمايت كنم. البته حمايت از دولت، مخصوص اين دولت نيست؛ بنده هميشه از دولتها حمايت كردهام؛ امام هم (رضوان اللَّه تعالى عليه) در هر برههاى، از دولتها و رؤساى قوهى مجريه و مسئولين دولتى حمايت ميكردند. دليلش هم واضح است. چون عمدهى بار ادارهى مديريت كشور بر عهدهى قوهى مجريه است و نظام بايد از قوهى مجريه، از رئيسجمهور، از مسئولين و از وزرا، حمايت كند. امام هم حمايت ميكردند؛ بنده هم در دورههاى گذشته هميشه حمايت ميكردم. منتها خب، اين خصوصياتى كه عرض كرديم، موجب بشود كه انسان گرمتر حمايت كند و در اين قدردانى و حمايت، دلگرمتر اقدام كند.
البته اين به معناى چشم بستن بر ضعفهاى دولت هم نيست. بالاخره شما هم بشريد، نقص داريد، ضعفهايى هم داريد؛ كارهايى را ميخواستهايد انجام بدهيد، ولى انجام نگرفته؛ كارهايى را به فكر نبودهايد و به ذهنتان نبوده، بايد متوجه آنها بشويد و انجام بدهيد؛
آدم متأسفانه مىبيند چيزهايى كه به نام انتقاد از دولت و نقادى دولت، امروز گفته ميشود، شكل همين تخريب را دارد: يعنى انكار امتيازات، قبول نكردن برجستگيها و كارهاى خوب، و درشت كردن و برجسته كردن ضعفها. خب بله، ضعف هست. هر دولتى بالاخره ضعف دارد؛ انسانها ضعف دارند ديگر؛ ضعفها را بگويند، قوّتها را بگويند. جمعبندىِ كار يك دولت، آن وقتى است كه ضعفها و قوّتها را منصفانه پهلوى همديگر قرار بدهند؛ آن وقت ميشود جمعبندى كرد. نه اينكه بيايند يكسره بنا كنند به بدگويى كردن و انكار كردن همهى خصوصيات.
ما امروز در مقابلهى با استكبار، در سياست خارجى زبانمان زبانِ طلبگارى، عزت، اقتدار معنوى و اقتدار ملى است؛ آن وقت بعضى بيايند همين را به عنوان نقطهى ضعف وانمود كنند كه نه آقا! شما كارى كردهايد كه فلان دولتها از شما خوششان نيايد. خب، معلوم است كه خوششان نمىآيد. فلان دولتها آن وقتى خوششان مىآيد كه انسان تملق آنها را بگويد و حرفهاى آنها را به عنوان حرفهاى برتر ذكر بكند؛ خودش را كوچك كند و از حرفهاى خودش و حرفهاى انقلاب عقبنشينى كند؛ آن وقت آنها خيلى خوششان مىآيد! انتقاد خوب است، تخريب بد است؛ انتقاد خدمت است، تخريب خيانت است؛ نه خيانت به دولت، بلكه خيانت به نظام و خيانت به كشور است. نبايد تخريب بكنند، انتقاد بكنند.
البته شما در شنيدن انتقادها سعهى صدر داشته باشيد. يعنى واقعاً اگر انتقادى منصفانه است، با روى باز بپذيريد. حتّى من ميخواهم به شما توصيه كنم كه تخريبها را هم تحمل كنيد. بالاخره سال آخر، عليه غالب دولتها اين چيزها هست؛ البته عليه اين دولت بيشتر هست. دو جريان الان عليه اين دولت وجود دارد: يك جريان، جريان داخلى است؛ يك جريان هم جريان خارجى است كه او مهمتر است. الان شما اگر رسانههاى دنيا و حرفهاى محافل خبرى دنيا و محافل سياسى دنيا را نگاه كنيد، مىبينيد همهشان - واقعاً مثل جنگ احزاب - دست به دست هم دادهاند و دارند فشار مىآورند كه اين دولت را بكوبند. هدف واقعيشان هم اين دولت - يعنى آقاى احمدىنژاد و شماها - نيست؛ البته آماج اين دعواها شمائيد؛ اما هدف واقعى، انقلاب است؛ هدف واقعى، نظام است. شماها هم چون حرف نظام را ميزنيد، طبعاً آماج اين تهاجمها قرار ميگيريد؛ اين خطى است كه الان در بيرون وجود دارد. همه جورش را هم ما مىبينيم. حالا بعضى از انواع اين تهاجمات را عامهى مردم مىبينند، بعضيها را خيلى از خواص هم نمىبينند؛ اما ما مىبينيم. ما از خبرهايى كه به ما ميرسد و از نوع تحرك و تعاملى كه وجود دارد و از حرفهايى كه زده ميشود، ميفهميم كه چطور مجموعهى دولت آماج حملات است. علتش هم همين است كه گفتمان اين دولت، گفتمان انقلاب است و در جهت انقلاب حركت ميكند. اين خط خارجى است.
انگيزههاى خط تخريب داخلى هم يك طيف وسيعى است و نميشود انسان همه را به يك چوب براند: بعضيها واقعاً خبرى ندارند - يعنى مغرض نيستند؛ اطلاعاتشان كم است و بر اثر بىاطلاعى چيزى ميگويند - بعضيها غرضهاى شخصى و غرضهاى سطحى دارند؛ بعضيها غرضهاشان غرضهاى عمقى است؛ يعنى با نظام مسئله دارند، كينهى امام در دلشان است و حرفهاى امام را يا از اول قبول نداشتند يا حالا قبول ندارند - آنهايى كه از آن حرفها رو برگرداندند و پشيمانشدهها و برگشتهها - اينها يك طيف وسيعى از انگيزههاست، ليكن بالاخره محصول و جمعبندىاش همين تهاجمها و پنجهزدنها و لجن پراكنىهاست كه وجود دارد.
مراقبت كنيد؛ «اتّقوا من مواضع التّهم»؛ براى خودتان و براى دولت مسئله درست نكنيدو براى جنجالآفرينىها - كه كسانى دنبالش هستند - بهانه ندهید .(2/6/87)در دیدار با هئیت دولت